Free Blog Counter

۱۳۸۸ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

بارسلونا همیشه برنده است، مگر این که...

سه‌شنبه شب بازی بارسلونا در لیگ قهرمانان مقابل چلسی خیلی عجیب بود. به‌نظرم همان‌طور که حمیدرضا صدر اشاره کرد، شبیه بازی برزیل دهه 1980 و به‌ویژه 1982 بود. البته جاودانی منظور صدر را نفهمید و اسم بازیکنان مهم برزیل در آن زمان را گفت! مهم‌ترین صحنه‌ای که بازی بلرسلونا را به برزیل شبیه می‌کرد، جایی بود که تیری آنری اواخر نیمه اول توپ را وارد محوطه جریمه کرد و درحالی‌که می‌توانست دروازه چلسی را تهدید یا باز کند، توپ را نگه‌داشت و به عقب برگرداند؛ انگار که بگوید این‌طور گل زدن مزه‌ نمی‌دهد و لطفی ندارد! این یعنی ویژگی برزیل 1982 اسپانیا و بازی شاهکاری که مقابل روسیه داشت. در این بازی کسی به فکر گل زدن نبود. شاید بیش از ده بار توپ را به الکسیس ادر دادند و او توپ را سانتر کرد و باز هم توپ برگشتی به او سپرده شد. اصلا تفاوت برزیل با فوتبال همه دنیا برسر همین نکته بود که همه به‌خاطر برد بازی می‌کردند و برزیلی‌ها به‌خاطر زیبایی!و بازهم به‌همین خاطر بود که برزیل از آن سال به بعد دیگر زیبا بازی نکرد و به دنبال نتیجه بود و بس. برزیلی که فوتبالش به دنبال نتیجه باشد، فرقی با دیگر کشورها ندارد. حالا حکایت بارساست که آیا خواهد توانست درمقابل فشار سرمایه‌گذاران، سهامداران، دلالان، شرط‌بندها و حتی تماشاگران متعصب این تیم دوام بیاورد، یا به سرنوشت برزیل دچار خواهد شد و حداکثر به رئال مادریدی می‌رسد که اصلا زیبا بازی نمی‌کند اما در پایان بازی نتیجه می‌گیرد. مثال ساده‌ترش چلسی بود که دیدیم با چه بازی نازیبا و دفاع همه جانبه‌ای مقابل بارسا ایستاد. از این جهت، به‌نظرم بارسلونا تا وقتی به این زیبایی بازی می‌کند، همیشه برنده است.

۱۳۸۷ اسفند ۱۳, سه‌شنبه

قبل از جشنواره، بعد از جشنواره!

قبل از شروع جشنواره مطلب تندی در مورد برگزاری ضعیف جشنواره فیلم فجر نوشته بودم. در آن مطلب به این نكته اشاره شده بود كه نباید برگزاركنندگان جشنواره برما منت بگذارند و بگویند هیچ جا سینمای مطبوعات برای خبرنگاران وجود ندارد، در حالی كه همه جشنواره‌ها press Screening و نمایش ویژه خبرنگاران دارند و غیر از آن به خبرنگاران اجازه ورود به سایر سینماها را هم می‌دهند. در مورد خوردوخوراك هم كه اساپنسرها هزینه ها را تقبل كرده‌اند و.... مطلبم را براساس وضعیت وحشناك تماشای فیلم در سینما فلسطین نوشته بودم كه دو سال قبل مجبور شده بودم در كنار دیگرهمكارانم برای تماشای فیلم‌ها روی زمین بنشینم و بعد از كمردرد زجر بكشم. حالا كه شنیده بودم بار دیگر سینمای مطبوعات فلسطین انتخاب شده، عصبانی‌تر از قبل شده بودم چون فكر می‌كردم آزموده را آزمودن خطاست و...آن مطلب به دلایلی چاپ نشد و موكول شد به شماره‌ها و مناسبت‌های دیگر. و حالا خوشحالم كه این‌طور شد!
اما تردید نكنید كه امسال برخلاف پیش‌داوری‌ها، منظم‌ترین دوره جشنواره فجر بود. دیگر كسی سرپا یا نشسته كنار دیوار فیلم ندید چون فیلم‌های پرجمعیت در دو سالن به نمایش درآمدند. قبل از ورود به سالن هم كاری كه به نظر ناممكن به نظر می‌رسید صورت گرفت و چند جوان خوش برخورد و مرتب در لباس‌های یكسان كارت‌ها را كنترل می‌كردند. حتی رفتار اسپانسرهای خورد و خوراكی هم از سال های قبل بهتر بود و شكلی نزولی از اول تا به آخر جشنواره نداشت! معمولا در جشنواره‌های دیگر بعد از شروع فیلم عبارت Latecomers are not allowed to enter… را پشت در آویزان می‌كنند. اما در جشنواره امسال سالن دو فیلم‌ها را با تاخیر نشان داد تا كسانی كه دیر رسیده بودند، نمایش آثار محبوب خود را از دست ندهند. از طرفی بولتن جشنواره كه هرساله به‌طور نامنظم و به تعداد كمی به سینمای مطبوعات آورده می‌شد، امسال هر روز ظهر حاضر بود و به تعداد زیاد توزیع می‌شد. برای غذاخوردن هم راهرویی تعبیه شده بود كه میزهایی برای نشستن و غذاخوردن در آن قرار داشت. برای نشست های مطبوعاتی هم از آن‌جا كه گاه سالن سه گنجایش كافی برای پذیرش خبرنگاران را نداشت، چند تلویزیون با صفحه بزرگ در تالار بالا گذاشته شد كه به‌طور هممزمان نشست‌ها را پخش می‌كرد. جشنواره امسال نشان داد همه چیز قابل اصلاح است و قابلیت بهبود را دارد، فقط اندكی تفكر و البته همكاری مسئولین لازم است.
تنها نكته‌ای كه هنوز جای كار و بررسی دارد، نحوه برگزاری نشست‌های مطبوعاتی‌ست كه باید مثل همه جشنواره های جهان به شكل شفاهی و رودررو برگزار شود و نه كتبی و آن هم با گذراندن چند فیلتر عجیب و غریب كنترلی! باور كنید سوال رودررو بهتر و شفاف‌تر از سوال كتبی است كه نشست را بی روح و خشك می كند. ضمن این‌كه شخص سوال كننده به‌دلیل توی چشم بودن بیشتر مراقب حرف‌هایش است تا وقتی كتبی سوالی را طرح می‌كند. مطمئنم برگزاركنندگان برای این مورد هم فكری خواهند كرد.

۱۳۸۷ اسفند ۸, پنجشنبه

چرا "الی"؟


به‌راستی چرا "الی"؟ اين سوالی است كه همه با شنيدن نام فيلم درباره الی می‌پرسند. اتفاقا یكی از هوشمندانه‌ترین كارهای اصغر فرهادی در فیلم درباره الی همين انتخاب اسم "الی" بوده است. این انتخاب دقیقا به شخصیتی برمی‌گردد كه ترانه علیدوستی بازی می‌كند؛ یك مربی مهدكودك كه هیچ كس بیش از این از او نمی‌داند: نه از خانواده‌اش، نه از نشانی محل زندگيش و نه از شماره موبایلش. البته وقتی كسی حتی نمی‌داند اسم كامل او چیست، بیش از این هم توقعی نمی‌رود. در فیلم اولین بار وقتی پلیس به ویلای ساحلی می‌آید، به‌روشنی با این نكته روبرو می‌شویم. افسر پلیس اسم فرد غرق شده در دریا را می‌پرسد و جواب می‌شنود:"الی"! بعد می‌گوید اسم كاملش چیست؟ الهام، الناز، المیرا...و تازه می‌فهمیم كه از الی هیچ نمی‌دانیم!

اما این نوع نام‌گذاری مسبوق به سابقه است و قبلا در فیلم سرگذشت آدل ه‌ (فرانسوا تروفو، ۱۹۷۵) درباره فرزند كوچك‌تر ویكتور هوگو رخ داده بود. در آن فیلم ، شخصیت آدل با بازی ایزابل آژانی دختری است كه قراربوده یك هوگو باشد اما در همان حرف اول نام خانوادگی ه - با تلفظ فرانسوی "اش" - گیركرده است. فیلم درباره دختری نامتعادل است كه براثر غرق شدن خواهرش – شباهتی دیگر با الی! - دچار مشكل روحی شده و به‌تدریج نامزدش هم رهایش می‌كند.

سعی می كنم زمان اكران عمومی فيلم كه ظاهرا به‌زودی هم خواهد بود، بيشتر به فيلم درباره الی بپردازم.