Free Blog Counter

۱۳۸۸ خرداد ۷, پنجشنبه

دایناسورهای منچستر چگونه به بارسا باختند؟

علمای مدیریت برای تعریف مدیریت نوین قرن بیست‌ویكم از سرنوشت دایناسورها درس می‌گيرند و در تئوری‌هايشان از آن استفاده می‌كنند آن ها معتقدند دایناسورها منقرض شدند چون زیادی قوی و بزرگ شده بودند. اما امروزه بزرگ زیبا نیست، بلكه كوچك زیباست! دایناسورها از بین رفتند چون قدرت انطباق با دنیای درحال تحول را نداشتند و در مقابل تغییرات گیج شدند. آیا برای منچستر يونايتد چنین چیزی رخ نداد؟

منچستری‌ها انگار ازپیش باخته بودند؛ چهره رونالدو كه از ابتدا تا پایان مراسم اهدای جام سرتكان می‌داد و افسوس می‌خورد كه چرا منچستر این‌قدر در مقابل بارسلونا ضعیف و دست‌وپابسته ظاهر شده، از همین سردرگمی حكایت داشت. بارسلونا برد، چون كوچك زیباست، چون با پاس‌های كوتاه حركت می‌كرد و مثل انگلیسی‌ها با پاس‌های بلند از این‌طرف به آن‌طرف زمین توپ را به روی دروازه نمی‌فرستاد. بارسلونا برد، چون در قرن بیست‌ویكم هنر بر صنعت می‌چربد و این نوع سبك بازی اسپانیایی از انگلیسی سرتر است.

پیروزی گواردیولا بر فرگوسن هم البته از همین تفاوت‌ها سرچشمه می‌گرفت. شور و نشاط و انرژی مثبتی كه گواردیولا به بازیكنانش منتقل می‌كرد، به‌نحوی بود كه انگار او كه مدت كمی‌ست از فعالیتش به عنوان یك بازیكن جدا شده، ناگهان ممكن است به داخل زمین بپرد و به توپ ضربه بزند! فرگوسن كه نماینده حساب‌شده بودن و برنامه معروفش آنالیزكردن تمام بازی‌های لیگ از همان ابتدای لیگ‌برتر است، درمقابل این شور و نشاط قدرت تغییر و انطباق را درخود نمی‌دید؛ درست مثل دایناسورها! با این‌حال در پایان بازی وقتی به‌سمت گواردیولا رفت، چهره آرامش با زهرخندی پوشانده شده بود كه به مربی جوان می‌گفت:"این نیز بگذرد!"

۱۳۸۸ خرداد ۳, یکشنبه

آقای گزارشگر اصفهان، ممنون از بی‌طرفی‌تان!

در کشورهای دیگر که هر شهری تیم فوتبال خودش را دارد، گوینده ورزشگاه هم به نفع تیم صاحب‌خانه برخورد می‌کند. چند سال قبل به‌شخصه در ورزشگاه اینتراخت فرانکفورت دیدم که گوینده ورزشگاه در اعلام نتایج و اسامی شیطنت‌هایی می‌کرد. اما در پخش تلویزیونی بازی‌ها حتی در شبکه‌های خصوصی و حین گزارش بازی تیم‌های خصوصی گزارشگران همواره بی‌طرفی را رعایت می‌کنند. جالب است که بی‌طرفی گزارشگران آلمانی اصلا با گزارش‌های کاملا جانبدارانه گزارشگران ایرانی در شهرستان‌ها هم‌خوانی ندارد. انگار نه انگار که این گزارشگران درحال گزارش یک بازی بین دو تیم دولتی برای شبکه‌های دولتی هستند!
آخرین نمونه گزارش جانبدارانه این‌گونه گزارشگران را روز جمعه در بازی فینال جام حذفی بین ذوب آهن و راه ‌آهن در اصفهان دیدیم که درآن علیخانی گزارشگر اصفهانی برای همشهریانش سنگ‌تمام گذاشت! او که با صدای گرفته پرش از دیگر گزارشگران شهرستان‌ها متمایز است، به‌شدت علیه راه ‌آهنی‌ها گزارش کرد. دراوایل بازی که زارع، فوروارد راه ‌آهن در محوطه جریمه ذوب آهن سرنگون شد، علیخانی به‌طرزی باورنکردنی گفت:"البته او در این کار تبحر دارد!" بعد از آن هم وقتی مدافع ذوب آهن به جای توپ پای مومن زاده را زد، روی چند بار تکرار حرکت آهسته این صحنه مدام اعلام می‌کرد:" این هم صحنه‌ای که مدافع ذوب آهن توپ را زد! " او که با هر موقعیت ذوب‌ آهن از فرط هیجان فریاد می‌کشید، برای هیچ‌یک از گل‌های راه آهن تن صدایش را تغییر نداد و با لحنی غمگنانه به گزارشش ادامه داد. طی نیمه اول هم از این نکته غافل نماند که به‌جای اعلام بازی پایاپای دو تیم در نیمه اول، مدام اعلام کند:"با نگاه کارشناسانه و بی‌طرفانه، ذوب آهن خیلی بهتر از راه آهن بازی کرد!" اما اوج لجاجت گزارشگر اصفهانی جایی بود که حسین آشنا دروازه‌بان تیم راه آهن هنگام پرش به بازیکن ذوب آهن برخورد کرد و به زمین افتاد، اما علیخانی روی حرکت آهسته که این نکته را تایید می‌کرد، اعلام کرد که دروازه‌بان راه آهن به یار خودشان برخورد کرده! این نوع گزارش را او در نیمه دوم هم ادامه داد و آفسایدی را که به اشتباه از مومن‌زاده اعلام شده بود و در حرکت آهسته مشهود بود نادیده گرفت و به‌جایش از" اعتراض بی‌مورد مومن‌زاده " گفت!
به‌نظر می‌رسد صداوسیما باید فکری برای این گزارش‌های جانبدارانه کند تا دیگر مخاطبان از این نحوه گزارش آزرده نشوند.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

بارسلونا همیشه برنده است، مگر این که...

سه‌شنبه شب بازی بارسلونا در لیگ قهرمانان مقابل چلسی خیلی عجیب بود. به‌نظرم همان‌طور که حمیدرضا صدر اشاره کرد، شبیه بازی برزیل دهه 1980 و به‌ویژه 1982 بود. البته جاودانی منظور صدر را نفهمید و اسم بازیکنان مهم برزیل در آن زمان را گفت! مهم‌ترین صحنه‌ای که بازی بلرسلونا را به برزیل شبیه می‌کرد، جایی بود که تیری آنری اواخر نیمه اول توپ را وارد محوطه جریمه کرد و درحالی‌که می‌توانست دروازه چلسی را تهدید یا باز کند، توپ را نگه‌داشت و به عقب برگرداند؛ انگار که بگوید این‌طور گل زدن مزه‌ نمی‌دهد و لطفی ندارد! این یعنی ویژگی برزیل 1982 اسپانیا و بازی شاهکاری که مقابل روسیه داشت. در این بازی کسی به فکر گل زدن نبود. شاید بیش از ده بار توپ را به الکسیس ادر دادند و او توپ را سانتر کرد و باز هم توپ برگشتی به او سپرده شد. اصلا تفاوت برزیل با فوتبال همه دنیا برسر همین نکته بود که همه به‌خاطر برد بازی می‌کردند و برزیلی‌ها به‌خاطر زیبایی!و بازهم به‌همین خاطر بود که برزیل از آن سال به بعد دیگر زیبا بازی نکرد و به دنبال نتیجه بود و بس. برزیلی که فوتبالش به دنبال نتیجه باشد، فرقی با دیگر کشورها ندارد. حالا حکایت بارساست که آیا خواهد توانست درمقابل فشار سرمایه‌گذاران، سهامداران، دلالان، شرط‌بندها و حتی تماشاگران متعصب این تیم دوام بیاورد، یا به سرنوشت برزیل دچار خواهد شد و حداکثر به رئال مادریدی می‌رسد که اصلا زیبا بازی نمی‌کند اما در پایان بازی نتیجه می‌گیرد. مثال ساده‌ترش چلسی بود که دیدیم با چه بازی نازیبا و دفاع همه جانبه‌ای مقابل بارسا ایستاد. از این جهت، به‌نظرم بارسلونا تا وقتی به این زیبایی بازی می‌کند، همیشه برنده است.